سریال تلویزیونی بازی تاج و تخت در حال تغییر تاریخ سرگرمی‌های چندرسانه‌ای است و هر سال بر موفقیت‌های گروه دست اندر کار این برنامه افزوده می‌شود تا ثابت کنند با یک استراتژی مناسب از محتوا ستاره ساخت. شاید در سال‌های ابتدایی این تنها کمپین‌های مارکتینگ کتاب و طرفدارانش بودند که بار هزینه‌های این سریال را بدوش می‌کشیدند ولیکن از فصل چهارم این برنامه تلویزیونی به بعد که رکورد بیشترین تماشاچی توسط آن جابجا شد دیگر همه چیز تغییر کرد.

مارکتینگ آنلاین کتاب‌های بازی تاج و تخت

کمپین مارکتینگ سریال بازی تاج و تخت

تا پیش از شروع فصل چهارم بیشتر تمرکز گروه مارکتینگ سریال بازی تاج و تخت بر روی شیوه‌های سنتی بازاریابی بود که تضمین می‌کرد همه چیز همانگونه که برنامه ریزی است پیش می‌رود. شروع فصل سوم با تبلیغات محیطی در سطح شهر همه را قافلگیر کرد زیرا به یکباره سایه اژدهایی بر روی روزنامه نیویورک تایمز و ساختمان اصلی کمپانی تهیه‌کننده سریال نمایان شد که سوالاتی برای هر ذهن کنجکاوی مطرح می‌کرد.

طراحی سایه بعنوان المانی شهری بسیار موثر بود

در کنار تبلیغات محیطی کمپین‌های مارکتینگ آنلاین این کمپانی نیز در شبکه‌های اجتماعی نیز با هشتگ RoastJoffrey  توانست طی دو روز بیش از یک میلیون کاربر را جذب کرده و نزدیک به شصت هزار نظر بر محور این کاراکتر از طرفدارانش دریافت نماید. همین تبلیغات گسترده و فراگیر سبب شد تا پخش قسمت پایانی این فصل بتواند رکورد تماشای سریال سوپرانوز را بشکند و محبوبترین سریال تاریخ این شبکه شود.

پس از این دستاورد بزرگ بود که مسئولین مارکتینگ این گروه تصمیم گرفتند تا از خلاقیت طرفداران کتاب و سریال برای تولید محتوای تصویری استفاده کند، پس کمپین سی روزه‌ای با موضوع نمایش لحظات حساس داستان درست پیش از پخش جهانی فصل چهارم برگزار کردند که بهترین آثار گرافیکی را در وبسایتی به نمایش گذاشتند.

وبسایت مرگ‌های زیبا تصویرسازی‌هایی دیدنی از مرگ‌های هر قسمت سریال را نشان می‌دهد.

با نگاهی به بازخورد کمپین آثار گرافیکی کمپینی دائمی برای محتوای تولید شده توسط کاربران ایجاد نمودند که از آثار رسیده برای افزایش آگاهی و علاقه در زمان پخش سریال استفاده می‌نمود که تنها در نمونه‌ای از آن که با هشتگ TakeTheThrone در شبکه‌های اجتماعی انتشار یافت بلیت جشنواره کامیکان بعنوان جایزه ارائه شد.

با شروع فصل پنجم مطابق روال معمول کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات محیطی ادامه یافت ولی تفاوت اینبار در تجربه فصل چهار بود که دست اندرکاران این سریال را بر آن داشت که فرش قرمز اکران فصل جدید را در فیسبوک بصورت زنده برای هفت و نیم میلیون کاربر پخش کنند تا شروعی قدرتمندتر از فصل قبل خود داشته باشند.

عروسک‌های فانکو نمونه‌ای از کاراکترهای داستان‌های پر طرفدار را تشکیل می‌دهند.

حال زمان آن رسیده بود تا شبکه اجتماعی اینستاگرام را هم در این کمپین‌ها دخیل نمایند که برای آن نیز تصاویری از بازیگران بهمراه عروسک فانکو آنها در این شبکه توانست تعداد علاقمندان را به یک میلیون نفر برساند، اما این کافی نبود و اینبار کمپین اجتماعی توییر این سریال با هشتگ CatchDrogon توانست توجه بسیاری از برند‌های مطرح را برای مارکتینگ لحظه‌ای جلب نماید که موفقیتی بی سابقه محسوب می‌شد.

رمز و راز پوستر‌های تبلیغاتی فصل ششم

در زمان شروع فصل ششم با توجه به اینکه برای اولین بار داستان سریال از کتاب پیش می‌افتاد دیگر زمان آن رسیده بود تا نهایت استفاده از محتوای تولید شده توسط طرفداران را ببرند و بهمین دلیل تبلیغات محیطی و کمپین‌های مارکتینگ آنلاین بیشتر حول محور رازداری درباره نحوه پیشرفت داستان می‌بودند. شاید تصویری از یکی از کاراکتر‌های محبوب این سریال در حالیکه لبخندی بر لب دارد نشانی از این رازداری باشد که خبر از تعلیقی می‌دهد که همگان تلاش داشتند با بوجود آوردنش ذهن طرفداران را به چالش بکشند. اینبار همه چیز در سکوت انجام می‌شد و این مخاطبین بودند که در کوچه و بازار به فرضیه‌های درست و غلط یکدیگر گوش می‌دادند و در نهایت بازی تاج و تخت را بعنوان یک برند محبوب مطرح‌تر از همیشه می‌کردند.

تصویری از سرسی لنیستر در حالیکه پوزخندی بر لب دارد

نتیجه نهایی مارکتینگ آنلاین موفق

شاید با مطالعه دوباره این مطلب بتوانید مسیری که هر برند برای موفق شدن سپری نماید را مشاهده کنید، اما شاید درس نهایی در مارکتینگ فصل هفتم سریال بازی تاج و تخت باشد که به همگان نشان خواهد داد که چگونه می‌توان مخاطبین مشتاق را راضی نگاه داشته و همزمان مخاطب جدید جذب کرد.

By | ۱۳۹۷-۵-۲۱ ۱۲:۰۲:۴۹ +۰۴:۳۰ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵|برندینگ, بلاگ, تبلیغات, رسانه‌های اجتماعی, مارکتینگ|بدون دیدگاه

دیدگاهی بگذارید